در این نبرد رنگ های تند
در این زمانه مسابقه برای لایک
برای بهترین خنده ژکوند
هوای شهر
گرفته و پر از غبار
پشت هر بمب ساعتی شعار
چشم ها زخمی از پنجه های هر نگاه
و بعد از آن گناه .. آه
استخوان هایمان خرد میشود
زیر درد فقر
پادشاه با لباس های تنگ و پاره
و کاسه گدایی اش
پشت هر چهار راه
بوق میزند به التماس
برای یک نگاه
دختری در آن طرف
دوباره سرب صورتی
روی گونه میکشد
و منتظر برای هیچ
برای دور دور و تاب و پیچ
موبایل ها همه خراب
اندرویدهایمان خط نمیدهند
الو الو
والفجر چند
رضا تویی ؟
صدای تو نمیرسد به ما
در این شلوغی جاز و راک و رپ
اگر صدای ما واضح است
خط کجاست ؟
در اسمان بام های ما علم به پاست
جهت عربسِت و به سمت ریاض
به سبک رقص های ساحل
جزیره و منامه و ابوظبی
الو الو کربلاست ؟
مگر هنوز چادر خاکی به پاست ؟
یزیدیان برای ما لباس رنگ میکنند
و طرح میزنند
آخرین مد شما کجاست ؟
دختری در این طرف
جواب داد
با حجاب
هر زمان و هر کجا
نبرد کربلاست
برچسب:
نویسنده: ساحل حکیمی