خرید بک لینک

افسر عصبانی شد به چراغ خطر هم گیر داد و جریمه نوشت. بهش گفتم فکر کن ماشین خودت ابله، آخه چقدر بیشعوری، افسر پلیس که اختیار از دست داده بود به لاستیک های نیمه فرسوده گیر داد و جریمه نوشت.

افسر عصبانی شد به چراغ خطر هم گیر داد و جریمه نوشت. بهش گفتم فکر کن ماشین خودت ابله، آخه چقدر بیشعوری، افسر پلیس که اختیار از دست داده بود به لاستیک های نیمه فرسوده گیر داد و جریمه نوشت.

ماجراهای بازنشسته 

از من و همسرم تقاضای ننوشتن جریمه و افسر پلیس بی اعتنا همینطور می‌نوشت. یک ربعی طول کشید و اتوبوس در ایستگاه مقابل فروشگاه ایستاد. من و همسرم سوار اتوبوس شدیم. قبل از سوار شدن به اتوبوس به افسر پلیس گفتیم که ماشین مال امام جماعت مسجد روبرویی ، داره میاد. خودت جوابش را بده. ما که گفتیم ننویس.

من نمیدانم بخندم ...

برچسب: نویسنده: ساحل حکیمی تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 16:20

صفحه بندی